Post Image

از قله های برفی آلپ عبور کنید، در فلات نروژ ریلکس کنید و از دیدن باسیلیکا سنت پیتر در رم شگفت زده شوید... اینجا، در سرزمین عجایب مینیاتوری هامبورگ هیچ حد ومرزی نیست.

تنها یک راه برای توصیف این واندرلند مینیاتوری هست: بزرگترین ماکت خط آهن در دنیا. بازدیدکنندگان واندرلند در میان کشورها و قاره ها سفر می کنند، از مناظر طبیعی واقع گرایانه عبور می کنند و در دنیای تخیل غرق می شوند.

اما، داستان دقیقاَ از چه قرار است؟

در سال 2000 دو برادر به نام های فردریک و گِریت براون تصمیم گرفتند بزرگترین مدل ماکت ریل قطار دنیا را بسازند. پس از درخواست وام توانستند از دسامبر سال 2000 کار خود را شروع کنند. این پروژه به قدری زمان بر بود که آنها تا ماه آگوست 2001 تنها موفق به اتمام سه بخش مینیاتوری شده بودند. این واندرلند با 1500 مترمربع آغاز شد و تا امروز تا 7000 متر مربع وسعت دارد با مکان های دیدنی بسیار از کشور های مختلف دنیا.

این دنیای کوچک مینیاتوری، داستان های کوچک و بزرگی را بازگو می کند. به هر گوشه اش که نگاه کنید، جزئیات بسیاری را کشف می کنید. از بندر هامبورگ تنها چند قدم تا دره ی گرند کنیون فاصله است که با قطار بلندی که از روی یک پل چوبی عبور می کند، از یکدیگر جدا شده اند.

بخش آمریکا در این ماکت شما را به جاذبه های ایالات متحده، از خورشید درخشان و نیزارها وگاس تا کوه های راکی می برد. سپس در پیش رو، اسکاندیناوی، با کشتی های باری و مسافربری که بر روی 30.000 لیتر آب واقعی شناورند، و کمی آن طرف تر پی پی جوراب بلند و آن طرف تر یک خانواده ی غارنشین. بخشی از این ماکت برفی است و جزئیات دقیق و و فوق العاده آن شما را متعجب خواهد کرد. شهر خیالی "کنوفینگن" با کامیون ها و ماشین های کوچک در خیابان های کوچکش در رفت و آمدند، مثل جادو می ماند. از چیزهای کوچک جالب دیگر که می توانید در این دنیا ببینید، یک کنسرت راک، تشکیلات آتش، یک زوج در مزرعه گلهای آفتابگردان و حتی آتلانتیس افسانه ای.

بخش های دیگر این ماکت شامل آلمان مرکزی، هامبورگ، رشته کوه های آلپ اتریش، سوئیس، ونیز، موناکو و جزئیات های دقیق از دنیاست. این ماکت پیوسته در حال گسترش است و آخرین بخشی که در آن ساخته شد، قسمت هایی از ایتالیا بود. نسخه های کوچک فرانسه و انگلستان هم در برنامه های آینده پروژه است. محدودیتی در ایده ها وجود ندارد: آفریقا، آسیا، استرالیا. یک دنیا برای کشف وجود دارد!

قصه از کجا شروع شد؟

اواسط جولای تابستان سال 2000، فردریک براون به زوریخ، پایتخت آلپی سوئیس سفر کرده بود. روزی همینطور که در خیابان های مرکز شهر قدم می زد، چشمش به فروشگاهی خورد که ماکت های ریل قطار می فروخت. دیدن این صحنه فردریک را به یاد دوران کودکی اش انداخت. یادآوری خاطرات آن دوران، انگیزه ای را در ذهن فردریک بیدار کرد تا رویای فراموش شده ی کودکی اش را به واقعیت برساند.

این ایده آنقدر ذهن فردریک را به خود مشغول کرده بود که تصمیم گرفت همان روز به برادر دوقلویش، گریت، تلفن کند و او را با این فکر جدیدش غافلگیر کند: " ما قراره بزرگترین ماکت ریل قطار دنیا را بسازیم! "

گریت که ذاتاً آدم شکاکی است، با خود گمان کرد که فردریک دیوانه شده است و در صداقت ایده ی او تردید کرد. اما پس از اینکه در همان روز شش تماس تلفنی دیگر از برادرش دریافت کرد که با شوق و ذوق راجع به افکار و ایده های جدیدش حرف می زد، متوجه شد که فردریک چقدر راجع به این موضوع جدی است و خود نیز شروع به فکر درمورد جنبه های اقتصادی و تکنیکی پروژه کرد. در نهایت به این نتیجه رسید که این کار یک چالش بزرگ تکنولوژیکی است و از لحاظ اقتصادی هم به شدت ریسکی است و حتی ممکن است دیوانگی به نظر برسد، اما با وجود همه ی اینها، کاری ناممکن نیست. پس اینگونه شد که گریت هم تحت تاثیر ایده ی برادرش قرار گرفت.

روزها و هفته های پس از آن، فردریک، گریت و شریک کاریشان استفان هرتز، با وجود تمام تردیدها و بدبینی های اطرافشان، تمام وقت خود را صرف این رویای مشترک کردند و هرسه، خود را متعهد به این ماجراجویی ریسکی کردند.

تصمیم گیری های بزرگ:

قبل از اینکه این سه نفر بتوانند رویایشان را به حقیقت برسانند، باید این قضیه را لحاظ می کردند که پروژه شان از لحاظ مالی سودده باشد، جنبه های تکنیکالش به دفت بررسی شود، و اینکه چه مکانی در هامبورگ برای قرارگیری بزرگترین ماکت ریل قطار دنیا مناسب است.

برای اینکه تشخیص دهند آیا این پروژه آنقدری بازدیدکننده دارد که هزینه های قابل توجه ساخت آن را پوشش دهد، هرسه ی آنها تصمیم گرفتند تا یک نظرسنجی انجام دهند. بیش از سه هزار نفر با جنسیت و کاراکترهای متفاوت مصاحبه شدند و این سوال از آنها پرسیده شد کدا بین تعدادی مکان توریستی تخیلی در هامبورگ، بیشتر دوست دارند از کجا بازدید کنند. شرکت کنندگان مرد، به واندرلند مینیاتوری شماره ی سه را دادند؛ درحالیکه برای زنان در جایگاه آخر قرار داشت.

با وجود این نتیجه گیری بحث برانگیز، تیم تصمیم خود را نهایی کرد: " ما بزرگترین مدل ریل قطار را خواهیم ساخت!"

پروژه ی واندرلند چگونه از لحاظ مالی تامین شد؟

این تیم سه نفره به زودی متوجه شد که ابعاد گسترده ی ساخت این ریل و جزئیات بسیار زیاد آن، بسیار پرهزینه خواهد بود و نیازمند وامی سنگین است. آنها به بانک هامبورگ درخواست وام 2میلیون مارکی را ارائه دادند. با وجود اینکه خود تیم تصور می کرد بانک با این درخواست سنگینشان مخالفت خواهد کرد؛ اما وام آنها به سرعت پذیرفته شد و آنها توانستند پروژه خود را شروع کنند. خوشبختانه آنها توانستند از پس هزینه هایشان برآیند و واندرلند از آن زمان بیش از یک میلیون و پانصدهزار نفر بازدیدکننده از همه جای دنیا داشته است.

شروع ساخت

گریت براون تفکر اولیه پروژه را اینگونه توصیف می کند:" ایده ی ما این بود که دنیایی بسازیم تا الهام بخش رویای زنان، مردان و کودکان باشد و آنها را شگفت زده کند."

با این تصور کلی، هزاران ایده ی کوچک و بزرگ دیوانه وار در ذهن این تیم خلاق نقش بست. برای به وقوع پیوستن این ایده ها، آنها از مدل ساز و طراح سرشناس آلمانی، گرارد داشر، کمک گرفتند. گرارد که آنقدر تحت تاثیر این رویا قرار گرفته بود، فوراً تمام پروژه های دیگر خود را کنسل کرد و به این تیم پیوست. از آن زمان به بعد داشر، به عنوان هِد تیم ساخت مدل در سرزمین عجایب مینیاتوری شد و کار او بدون شک تاثیر بسزایی در موفقیت این پروژه داشت.

برای شروع ساخت، احتیاج به تشکیل یک تیم بود. بیش از 150 نفر برای همکاری با این تیم چهارنفره درخواست دادند و در نهایت با موافقت هرتز، از چهل نفر آنها دعوت شد تا به تیم ساخت مدل بپیوندند.

و اینگونه بود که ساخت واندرلند مینیاتوری آغاز شد و همچنان هم تا به امروز ساخت قسمت های جدیدی از آن ادامه دارد.